تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic به وبلاگ سلماز شجاعیان خوش آمدید



 

TinyPic image

 

 


ماه وسنگ

اگر ماه بودم..به هرجاکه بودم
 
سراغ تورااز خدامی گرفتم
 
واگر سنگ بودم ..به هر جاکه بودی
 
سررهگذار تو.. جامی گرفتم
 
اگر ماه بودی به صدناز شاید
 
شبی برلب بام من می نشستی
 
وگر سنگ بودی.. به هر جاکه بودم
 
مرا می شکستی ..مرامی شکستی
 
فریدون مشیری
 
 
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 1:30 توسط سلماز شجاعیان |



 

  

 چه شد که آواز عشقم دانه دانه

 

بر شاخه خشکید

 

چه شد که دست تقدیر مرا

 

از در خانه تو برچید

 

چه شد که ترانه هایم به یکباره بر بست

 

کوله باری از درد جدایی و زود رمید

 

چه شد که بی تو باز  دردم

 

به یکباره از هم پاچید

 

بی تو باز هم

 

چراغی روشن شدو

 

 

 در سیاهی چرخید

 

در کبودی لحظه های تارم

 

ستاره ای آمد و

 

در سوسوی نگاه خسته ام

 

نوری ز حق تابید

 

چه شد که شاخه های پیرم

 

در مفلوک ترین لحظه های دردم

 

به آهستگی و در انزوا

 

به سکوت و التماس

 

بر زمین ریخت و دوباره رویید

 

بی تو باز هم می شود زندگانی

 

گر چه جایت در لحظه هایم خالی است

 

سلماز شجاعیان

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 16:44 توسط سلماز شجاعیان |



 

TinyPic image

 

 

 

 

هان چه حاصل از آشنايي ها


گر پس از آن بود جدايي ها


من با تو چه مهرباني ها


تو و بامن چه بيوفايي ها


من و از عشق راز پوشيدن


تو و با عشوه خودنمايي ها


در دل سرد سنگ تو نگرفت


 آتش اين سخنسرايي ها


چشم شوخ تو طرفه تفسري ست


 آِكارا به بي حيايي ها


مهر روي تو جلوه كرد و دميد


 در شب تيره روشنايي ها


گفته بودم كه دل به كس ندهم


تو ربودي به دلربايي ها

 
 چون در آيينه روي خود نگري


 مي شوي گرم خودستايي ها


موي ما هر دو شد سپيد وهنوز


تويي و عاشق آزمايي ها


 شور عشقت شراب شيرين بود


اي خوشا شور آشنايي ها

حمید مصدق


 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 16:30 توسط سلماز شجاعیان |




جستجوي كتاب

كتاب مورد نظر خود را جستجو كرده و آن را بخوانيد