تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic به وبلاگ سلماز شجاعیان خوش آمدید



در التهاب این که چه خواهد شد

اشکها همچنان بر گونه هایم جاریست

من که ندانستم زندگی من

بر پایه های سست خود خواهیست

احساس تلخ روزهای جوانی

به شکل باران از آسمان جاریست

و ترنم باران اشک هایم

مثل اوج روح اهورایست

در این پنداره ام که آخر خوانده خواهم شد

اما قصه من .. قصه ناگشوده زندگانیست

در انتظار این که فردا چه پیش خواهد آمد

روح من در تبعید تمام امروزیست

و در این لحظه های آخرین دیدار

دل من همچو پرستو پراز بی طابیست

در انتهای جمله های بی پایانم

دل من همان متروکه خالیست

ارمغان بخش وجودم هر سحر می آید

اما تنها وفایش یک تنفس پوشالیست

 

س.ش

 

 

                

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 18:26 توسط سلماز شجاعیان |




جستجوي كتاب

كتاب مورد نظر خود را جستجو كرده و آن را بخوانيد