منم آن عشق که ستايش می کنی
در سينه ات مهر مرا نوازش می کنی
نگاهم سرد است می دانم اما
می دانم ای دوست که تو سازش می کنی
دلم از اين دنيای رنگارنگ
به هيچ رنگی طعلق ندارد ای دوست
به پای هيچ مهری نمی نشيند اما
تو را ترک نمی کند هرگز .. ای دوست
درخت های پيرم را سرمای زمستان خشکاند
اگر منتظر باشی.. باز جوانه می زند ای دوست .
س.ش
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:58 توسط سلماز شجاعیان
|



